فتح یا تجاوز به ایران توسط تازیان
تجاوز یا فتح:
بحث در این مورد بس طولانی و داراز است . ولی بطور خلاصه می توان گفت.
1- حمله به ایران دراواخر زمان عثمان و زمان عمربن خطاب رخ داده است. با توجه به این که در تمام قرآن هیچ جا آیه ای در مورد این که به ملت ویا کشوری که با مسلمین به جنگ نیامده اند اقدام به جنگ و ستیز نمایند،وجود ندارد.
2- و از طرفی ما شیعیان ایمان داریم که جانشینی حضرت محمد (ص) توسط کودتا چیان و دسیسه آنان غضب شده است.و خلافت ابوبکر و عمر وعثمان را به رسمیت نمی شناسیم.بدیهی است هر گونه دستور وحکم آنان غیر اسلامی و غیر شرعی است.عمر که خود در اجرای اصول اسلام به دلیل نا آگاهی، بسیاردچار مشکل می شده و بطور مداوم در اجرای احکام اسلام از حضرت علی (ع) کمک گرفته است. صلاحیت رهبری حکومت اسلامی را نداشته است.و قتل ایرانیان به دستور وی نشانه عدم عدالت وی و ایمان نداشتن به اصول اسلام است.
3- بسیاری از فرماندهان تجاوز به ایران ،از افرادی بوده اند که هیچگونه ایمانی به اسلام حقیقی نداشته اند. اسامی فرمانده های تازیان در حمله به ایران.
1- خالد بن ولید.فرمانده گارد ضربتی کودتا در مدینه،مسئول حمله و به آتش کشیدن خانه فاطمه (ص)مسئول ترور نافرجام امام علی (ع) به دستور ابوبکر.خالد پس از اشغال « حیره »«ابله -اطراف بصره کنونی».«ولجه-نزدیک دجله ».«الیس بین ابله و حله .نزدیک فرات».«مغیشا و،انبار-بین سواد وتیسفون ».وی قسم خورده بود که نهری از خون جاری کند ولذا وی تمامی اسرای ایرانی را سر برید.وی یکی از فرماندهان خود را اجبار نمود که زن خود را طلاق بدهد .تا وی بتواند با او ازدواج نماید.وپس از مخالفت ،اورا به قتل رساند تا با آنزن ازداواج نماید.ووو....
2- سعد بن ابی وقاص.از متحدان کودتاچیان سقیفه،از عوامل مهم باند اموی
3- معاویِه بن ابو سفیان.بنیانگذار رژیم اموی.وعامل جنگ ها با علی (ع)با همدستی عمروعاص.
یزید بن معاویه فرزند وی قاتل امام حسین (ع)....وکشتار مردم مدینه و مکه.
4- مغیره˝بن شعبه .از همد ستان کودتاچیان
5- مثنی بن حارثه.
6- ابو موسی اشعری.
7- نعمان بن مقرن مزنی.
4-جعل روایات از زبان پیامبر (ص) جهت حمله به سایر کشورها واستفاده از اسلام به عنوان وسیله وسوء استفاده از ایمان مردم،در زمان جنگ توسط راوی های در بار، بویژه ابو هریره .
پیامبری که خود اظهار می دارد که من جهت تکمیل اخلاق ،راستی و درستی برگزیده شده ام. چگونه راضی به تجاوزبه یک کشور توحیدی و تجاوز و غارت اموال ،کودکان ،زنان و.. می شود.کشوری که به خدای واحد،اما به نام اهورامزدا ایمان دارد وجز راستی و درستی، مردم اعمال زشت انجام نمی دهند.اجازه حمله می دهد.تاریخ ذکر می کند، در زمان پیامبر (ص) زید بن حارثه،غلام زر خرید حضرت خدیجه (ص)، توسط وی برای تجارت به ایران فرستاده می شده است.وبدین سان زیدبن حارثه زبان پارسی را آموخت و فرهنگ ایرانیان را به آن سوی بیابانها برده بود.این تجارت تا بعد از بعثت پیامبر (ص) ادامه داشت و بیان شده که پیامبر با آگاهی از نبوغ وهنر ایرانی پیشنهاد زیدبن حارثه که اینک به زیدبن محمد مشهور بود،پذیرفت ووی را به ایران فرستاد تا از صنعتگران بخواهد به مدینه بیایند. چند نفر صنعتگر این پیشنهاد را پذیرفته .وراهی مدینه شدند وسالها در آنجا ماندند.ودر طی این مدت با اینکه از نزدیک با حضرت محمد در تماس بودند.هیچگاه به اسلام فرا نخوانده شدند ..هر چند برخی از آنها با مشاده اخلاق ورفتار پیامبر،به ایشان ایمان آوردند.به طوریکه سلمان فارسی ،سومین ایرانی بود که به اسلام ایمان آورد.شواهد روشن و مقنی وجود دارد که تعداد ایرانیان مقیم مدینه در زمان پایانی عمر پیامبر بسیار زیاد و جمعیت قابل توجه ای را تشکیل می دادند.و این جامعه ایرانی هوادار علی بن ابیطالب بوده اند.
پس از کودتای سقیفه ایرانیان تحت نظر و مرقبت شدیدی بوده اند.عمر بن خطاب به اعراب دستور داد که از ایرانیان فاصله به گیرند.( ابن خلدون –مقدمه – 262)لذا این هواداری سبب شد که عمردر بخشنامه فوق العاده سری و شدیداللحنی ،از استاندارن خواست تا موالی واعاجم تحت پی گرد قرار گیرند.و در آن به قتل عام ونابودی آنها تصریح شده است.
5-از انگیزه های عمر برای حمله به ایران ریشه در همین کینه های اولیه از ایرانیان ،حاضر در مدینه است(ک.سلیم ۲۰۵.۲۰۴.۲۰۳.۲۰۲.۱۷۹.۱۷۸.۱۷۷.۱۷۶.۱۷۴.۱۲۵).واز طرفی اعراب همیشه،ایران را سرزمین گنجهای جهان می دانستند.دشت های سرسبز و آب و هوای دل انگیز،سخت آنان را شیفته خود کرده بود.اما اقتدار و قدرت ایران مانع حضور آنان در ایران می شد.سندی در دست است که سران متحد قبائلی که در کودتادست داشتند، به ابوبکر فشار آوردند،تا هر چه زودتر کشور گشایی را آغاز کند.تا افکار مردم از کودتا دور شود.(ک.راغب / محاضرات 1/68).
6- اعراب در طول تجاوز به ایران از هیچگونه اخلاق نا درستی و نا شایستی دریغ نکردند.و خوی جاهلیت خود را دوباره نشان دادند.همان طور که پیامبر و علی (ع) پیش بینی کردند. با شهادت حضرت فاطمه (ع) شروع شد و ادامه یافت.
7-با توجه به آیه « لا اکراه فی الدین ......» و نیز آیه « یستمعون القول فیتبعون احسنه....» که بیانگر نبودن اجبار در پذیرش دین می باشد.نشانگر آن است که خداوند از بشر نخواسته که با زور و اجبار به او ایمان بیاورندوکه اگر غیر از این بود خود خداوند در استفاده از این اهرم تواناتر از هر کس دیگری بود.لذا در اکثر آیات ذکر شده است که ای بشر تفکر،تعقل و اندیشه کن وپس از آن وشنیدن سخنان گوناگون و اندیشه به آنها به دور از تعصب بهترین را انتخاب کن.حال سوال اینست که ابوبکر و عمر بنا بر چه اصلی به یک کشور توحیدی و با ایمان هجوم آورده. و پس از قتل و جنایت بر زنان و کودکان این کشور اهورائی وبه یغما بردن ثروت و دارائی ،زنان و کودکان، ادعا به گسترش دین نمایند.؟