جشن سده
جشن سده :
روز مهر از ماه بهمن شانزدهمین روز از بهمن ماه باستانی 10 بهمن خورشیدی
جشن سده از زمان های بسیار دور به یادگار مانده است.و جشن پیدایش آتش اشت.سده از واژه ست در زبان پهلوی آمده است.و به چم صد می باشد.بناتر تقسیم فصلی ایران باستان آغاز فروردین تا پایان مهر ماه را تا بستان بزرگ و از اول آبان تا اسفند را زمستان می نامیدند.
سده زمانی است که صد روز از زمستان می گذشت و یا به روایت امروزه 50 شب و 50 روز به جشن نوروز مانده است.فردوسی در مورد جشن سده چنین می گوید :
روزی هوشنگ شاه به همراهی یاران خود به کوه می رود.در راه به مای تنومند برخورد می کند.و با سنگ بزرگی به جنگ او می شتابد.سنگ را به سوی مار پرتاب می کند .سنگ به سنگی دیگر برخورد کرده ،جرقه ای بیرون می جهد و به خارو خاشاک اطراف شعله می کشد .و آتش فروزان پدیدار می گردد.واز آن پس جشن سده برگزار میگردد. اجرای مراسم سده چنین بوده است : پس از غروب آفتاب سه تن از موبدان در حا لیکه لباس سپید بر تن دارند به سوی توده ای از هیزم خشک که از قبل تهیه گردیده حرکت می نمایند.گروهی از جوانان که آنها نیز لباس سپبد بر تن دارند با مشعل های روشن موبدان را همراهی می کنند.
مو بدان بخشی از اوستا که آتش نیایش می باشد را می سرایند.
موبد بزرگ بوسیله آتش موجود در آتشدان و جوانان سپید پوش با یاری از شعله های مشعل هیزم ها را آتش می زنند.گروه موزیک از آغاز تا پایان مراسم، آهنگ شادی می نوازند.
زرتشتیان با شادی پیروزی شعله ور شدن آتش سده را جشن می گیرند.و به امید اینکه تا جشن سده سال آتی روشنایی و گرمی در دل هایشان باشد،به خانه بر می گردند.
یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن وتیز تا ز
دو چشم از بر سر چودو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش سنگ گرفتش یکی سنگ وشد پیش سنگ
بزور کیانی بیازید دست جهانسوز مار از جهانجو بجست
بر آمد بسنگ گران سنگ خورد هم آن وهم این سنگ بشکست خورود
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروف آذرنگ
نشد مار کشته و لیکن ز راز پدید آمد آتش از آنسنگ باز
هر آنکس که بر سنگ آهن زدی ازو رو شنایی پدید آمد ی
جهان دار پیش جهان آفرین نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغست این ایزدی پرستید باید اگر بخردی
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد و آنشب باده خورد سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد جهانی به نیکی ازو یاد کرد