به نام اهورا مزدا:

                       سنگ نبشته ی آرامگاه داریوش بزرگ

خدای بزرگ است اهورامزدا،که آسمان راآفرید،شادی رابرای انسان آفرید.خرد و توانایی کاررا به داریوش شاه ارزانی داشت.یک فرمان رواازمیان بسیار.

منم داریوش شاه،شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه سرزمین های در بردارنده ی همه ی تبارها،شاه در این سرزمین بزرگ دور کران،پسر ویشتاسب،یک هخامنشی،یک پارسی،از تبار آریایی.

چون اهورا مزدا این سرزمین آشفته را به من ارزانی داشت،مرا شاه کردوبه خواستش من آن رادر جایگاه خود نشاندم.آن چه را به آنها گفتم،آن را به کار بستند

چنان که کام من بود.اکنون اگر بیاندیشی که:« چند بود کشورهایی که داریوش شاه داشت؟»بنگر به پیکره هایی که تخت را می برند،پس در خواهی یافت که:

«نیزه ی مرد پارسی بسی دورفرا رفته است».

آن چه که کرده شد،همه را به خواست اهورا مزدا کرد م.باشد که اهورا مزدا از گزند بپاید، وخاندان ام را،واین سرزمین را.

به خواست اهورا مزدا آنچه راست است،آن کام من است.راستی را دوست وناراستی را دوست نیستم.نه مرا کام است که به نا توان از سوی توانمند بیداد کرده شود،نه مراکام است که به توانمند از سوی نا توان بیداد روا شود.

دروغزن نیستم.تند خو نیستم.نخستین کسی هستم که می اندیشم،همراه باکرداربه آن،چه هنگامی که نا فرمانی را می بینم،و چه هنگامی که فرمانبرداری را.آن چه که خشم را می گستراند،با اندیشه ام در بند نگه می دارم.سخت بر خواست های نا هنجارم چیره هستم.

توانایی ها وزبردستی هایی را اهورا مزدا برمن ارزانی داشت.توانا هستم در بهره گیری از آنها. در سواری،سوارکاری خوب هستم. در کمانداری،کمانداری خوب هستم،چه پیاده چه سواره.در نیزه وری،نیزه ورخوبی هستم،چه پیاده چه سواره.

این گونه است که بر پایه هوش وفرمان من:مردی را که همکاری می کند،همتراز باهمکاری اش،اورا پاداش می دهم.آن که آسیب می رساند،اورا برابرآسیب اش، پاد افره میدهم.نه مرا کام است که مردی آسیب براساند،ونه اگر آسیب رساند،پاد افره نبیند.ازآن چه مردی همراه با نیرووتوان خود برای من به جای آورد،نیک خشنود هستم.

ای بنده،از راه راست دوری مکن.داد را نا فرمان مباش.

ای بنده،مبادا زبردستی هایم،برتری هایم وآن چه را که کرده ام،به نگاه ات دروغ آید،بنگر به آن چه که نوشته شده اشت.